فصل هشتم
عصر ارشميدس
(نيمهٴ دوم سدهٴ سوم ق م)
الف. نظري به علم در نيمهٴ دوم سدهٴ سوم ق م. ب. گسترش آيين بودايي در هند. ج. وحدت چين. د. فلسفهٴ چيني و يوناني. ه. رياضيات، نجوم و فيزيك يوناني. و. معرفي طب يوناني در روم. ز. فنآوري چيني و هلنيستي. ح. تاريخنگاري يوناني و رومي. ط. كتابت چيني.
الف. نظري به علم در نيمهٴ دوم سدهٴ سوم ق م
1. گزارش مختصر من از اين عصر، در وهلهٴ اول اندكي غريب جلوه خواهد كرد، چون، با اين كه در دو موضع، يعني سيراكوز و اسكندريه، هر دو كار علمي بسيار مهمي صورت ميگرفت، ولي باروري علمي به صورتي باورنكردني در كشورهاي بسيار دوردست، يعني در چين و در هند، پديد آمده بود. از اين رو اگر مطالعهٴ من منحصر به اين عصر باشد، ناهمآهنگي ميان زمينه و فعاليت اصلي كاملاً در خور اعتراض خواهد بود. به عبارت ديگر، حوادث ديني و فرهنگي كه به اختصار در اين فصل شرح ميدهم، زمينهٴ فعاليت علمي اين عصر را توصيف نميكند زيرا آنها در كشورهاي دور دست ديگري اتفاق افتاده؛ با اين حال، مورخ علم بايد از آنها آگاه باشد تا بتواند از پيشرفت آتي درك كاملي به دست آورد. بالاخره، هدف من صرفاً ارائهٴ تصويري از همهٴ حوادث همزمان است كه مورد علاقهٴ خاص ماست. من به لزوم وجود رابطهٴ علت و معلولي ميان آن حوادث فكر نميكنم، زيرا در بسياري موارد چنين رابطهاي ممكن نيست. ديرينشناسي كه به توصيف گونههاي گياهي و جانوري منطقهٴ معيني پرداخته، از هيچ رابطهٴ خانوادگي ميان آنها سخن نگفته، زيرا تنها رابطهٴ ميان آنها همزمانيشان است، ولي اين به خودي خود اهميت زيادي دارد و معلوم ميكند كه در آنجا گذشتهٴ مشترك و اجداد مشتركي وجود داشته است، و در عين حال امكانات مختلف آينده را شامل ميشود. در مقام يك مقايسهٴ ديگر، پيش درآمد من در مورد همين فصل مربوط به آشوكا1، نخستين امپراتور، و